در آغوش تنهایی ( یک عاشق تنها )
نکنه ستاره ای بیاد یاد تو رو نیاره ...
هنوزم تو این هیاهو توی این بغض شبونه من و گنجشکای خونه دیدنت عادتمونه پشت پنجره هنوزم چشم به راهت می شینم ای که بی تو خودمو تک وتنها می بینم ..... چه قد خوبه که تو هستی چه قد خوبه تو رو دارم چه قد خوبه که از چشمات می تونم شعر بردارم ..... تو میری و یه باغ سبز درش به روت بازه هنوز من با تو سوختم نازنین باشه برو با من نسوز .... چشم تو رنگ عسل توی چشم تو نگاه مث شاه بیت غزل لب تو غنچه ی نیمه باز باغ تن تو آتیش سوزنده ی داغ کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه خودت میدونی عادت نیست فقط دوس داشتن محضه کنارم هستی و بازم بهونه هامو می گیرم میگم وای چه قد سرده میام دستاتو می گیرم یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی می میرم از این جا تا دم در هم بری دل شوره می گیرم می دونم که یه وقتایی دلت می گیره از کارم روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوست دارم از اولین جمله فهمیده بودم زود عشقای قبل از تو سوء تفاهم بود اون قدر می خوامت همه باهام بد شن با حسرت هر روز از کنارمون رد شن حالم عوض میشه حرف تو که باشه اسم تو بارونه عطر تو همراشه اون گوشه از قلبم که مال هیچ کس نیست کی با تو آروم شد ؟ اصلا مشخص نیست .... اگه دوری اگه نیستی نفس فریاد من باش تا ابد تا ته دنیا تو همیشه یاد من باش .... دلم مثل دل خونه شقايق چشام درياي بارونه شقايق مث مردن مي مونه دل بريدن ولي دل بستن آسونه شقايق شقايق آي شقايق گل هميشه عاشق کی از سرود بارون قصه برات می سازه از عاشقی می خونه وقتی که راه درازه کی از ستاره بارون چشماشو هم می ذاره نکنه ستاره ای بیاد یاد تو رو نیاره .... همیشه ساده رنجیدی همیشه سخت بخشیدی تو رو می بخشم این لحظه شاید بازم منو دیدی .... وقتی که تنگ غروب بارون به شیشه می زنه همه غصه های دنیا توی سینه ی منه توی قطره های بارون میشکنه بغض صدام دیگه غیر از یه دونه پنجره هیچی نمی خوام .... نشست مو هاشو شونه کرد این دلو باز دیوونه کرد دل که پی بهونه بود شکایت از زمونه کرد .... کی اشکاتو پاک می کنه شبا که غصه داری دست رو موهات کی می کشه وقتی منو نداری شونه ی کی مرهم هق هق ت میشه دوباره از کی بهونه می گیری شبای بی ستاره برگ ریزونای پاییز کی چشم به رات نشسته از جلو پات جمع می کنه برگای زرد و خسته کی منتظر می مونه حتی شبای یلدا تا خنده رو لبات بیاد شب برسه به فردا کی از سرود بارون قصه برات می سازه از عاشقی میخونه وقتی که راه درازه کی از ستاره بارون چشماشو هم میذاره نکنه ستاره ای بیاد یاد تو رو نیاره نکنه ستاره ای بیاد یاد تو رو نیاره .... دریا دریا مروارید خواب می بینم همه ی دنیا رو مهتاب می بینم منی که تشنه ی یک قطره بودم حالا اقیانوسی از آب می بینم ای عروس آرزوها دلم دلم با یه دنیا عشق تقدیم تو باد ... وقتی که دلتنگ میشم و همراه تنهایی میرم داغ دلم تازه میشه زمزمه های خوندنم از وصله های موندنم با تو هم اندازه میشه قد هزار تا پنجره تنهایی آواز می خونم دارم با کی حرف می زنم ؟ نمی دونم نمی دونم این روزا دنیا واسه من از خونه مون کوچیکتره کاش می تونستم بخونم قد هزار تا پنجره طلوع من طلوع من وقتی غروب پر بزنه موقع رفتن منه .... این دیگه فکر نداره وقتی میشنوی میگن تو برو باهام نمون حتا اسمم و نیار .... اگه یک شب دیگه توی بارونا قدم زدی بدون که تمام فکر من پیش تو بود مث تو تو زندگیم هیشکی نبود میدونی حرفی ندارم اگه زمزمه هامون شده یخ تو دلامون میدونی جایی ندارم جز امشب زیر بارون برم پیش خدامون .... تو آسمون زندگیم ستاره بوده بی شمار اما شبای بی کسی یکی نمونده موندگار یکی نمونده از هزار ستاره های گمشده در شب من هزار هزار اما همیشگی تویی ستاره ی دنباله دار یکی نمونده از هزار ای آخرین تنها ترین آواره ی عاشق هر شب عمرم همراه با من ستاره ی عاشق ستاره های گمشده در شب من هزار هزار اما همیشگی تویی ستاره ی دنباله دار یکی نمونده از هزار ای تو آشنای ناشناسم ای مرهم دست تو لباسم دیوار شبم شکسته از تو از ظلمت شب نمی هراسم انگار که زاده شده با من عشقی که من از تو می شناسم ای آخرین تنها ترین آواره ی عاشق هر شب عمرم همراه با من ستاره ی عاشق تو بودی و هستی هنوز سهم من از این روزگار با شب من فقط تویی ستاره ی دنباله دار .... .... حالا که حوصله تو سر می برم با من باش .... باش تا بهتر و بهتر باشم باش تا از این همه سر باشم باش تا هق هق من بند بیاد باش که چشم من آفتاب می خواد گر حال تو هم همچو من آشفته خراب است ای وای به حال هر دوی ما .... هرگز نخواستم که تو رو با کسی قسمت بکنم بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده روی سکوی کنار پنجره همه شب جای منه چن ورق کاغذ و یه دونه قلم همیشه یار منه کاغذای خط خطی از کنار در باز پنجره می پرن توی کوچه سرحال از این که آزاد شدن نمی دونن که اسیر دل سنگ باد شدن دیگه بیداری شب عادتمه همدم سکوت تنهایی من تیک تیک ساعتمه تیک تیک ساعتمه حالا من موندم و یک دونه ورق که اونم از اسم تو سیاه میشه همه چیم تو زندگی آخرش به پای تو تباه میشه چشمونم فاصله رو از پنجره دید می زنه دلم اسم تو رو فریاد می زنه درای پنجره رو تا انتها باز می کنم تو خیالم با تو پرواز می کنم می پرسی چرا ساکتم ...... ؟ چشمانت را باز کن اگرم دیده باشی خواهی توانست شرح مرا در متنم بخوانی .... آری ... ساکتم . اما همه سر تا پایم فریاد می زنند که دوستت دارم ....






| www . night Skin . ir |






